جوانی که برای کسب تعلیم خانه وقریه را ترک کرده است

این داستان از جوانی است که ناامنیها و معلولیت وی را مجبور ساخته است که خانه وقریه را ترک کند وبرای درس خواندن مسافرت را آغاز کند. بازمحمد حنیفی که تقریباً ۲۰ سال عمر دارد باشنده ولسوالی اندر ولایت غزنی میباشد، ولسوالی اندر در مرز ولایت غزنی ولسوالی ای است که اکثر اوقات در آن درگیری های مسلحانه بین دو طرف درگیر صورت میگیرد به همین سبب باشنده گان آن با دشواری های زیاد زندگی میکند.

محترم باز محمد در هنگام طفولیت از اثر انفجارماین کنارجاده از نعمت هر دو پا محروم شده است یعنی هردوپایش قطع شده اند، اما با وجود معلولیت درس را تا صنف ششم در قریه خود خوانده است و بعد از صنف ششم مجبورشده است که برای درس خواندن خانه وقریه خود را ترک بگوید وبرای ادامه دروس به مرکزولایت غزنی بیاید.

حنیفی میگوید: « همرای تعلیم خیلی علاقه دارم وقتیکه به مکتب میرفتم در راه جنگ میشد وما خود را نجات داده نمی توانستیم به همین دلیل مجبور شدم که مکتب قریه را ترک کنم و به شهر مسافر شوم. اکنون پنج سال میشود که در شهر غزنی همرای یک نانوا مزدوری میکنم و آنان برای من طعام و جای شبانه میدهند».

از برکت تعلیم؛ وی اکنون کارهای مالی این نانوایی را به پیش میبرد، بخاطریکه اگر تعلیم ابتدایی را نمی داشت باز قابلیت هیچ کاری را نداشت. وی بچه کلان پدراست پدرش درقریه مزدوری میکند و یک لقمه نان پیدا میکند اما شجاعت پسرش واقعاً قابل ستایش است زیرا برای شخص معلول مسافری کردن خیلی سخت است.

محترم بازمحمد اکنون در صنف یازدهم درس میخواند وبرای آینده خود خوشبین است.

کارمند تعلیمات فراگیر درکمیته سویدن محترم محمد فاضل رووفی میگوید:‌ «ما به استادان بازمحمد بار بار آموزش داده ایم تا همرای معلولین رویه نیک کند و آو را خودش هم به تعلیم تشویق کرده ایم»

بازمحمد میگوید:« ما از تمامی ادارات داخل و خارج از کشور تقاضا میکنم که با معلولین افغان کمک کنند زیرا ما هم میخواهیم مثل اشخاص سالم به جامعه خدمت کنیم. شخصاً خودم به طبابت خیلی علاقه دارم ومیخواهم یک داکتر خوب شوم تا به جامعه خود خدمت کنم»

بازمحمد آن جوانی مبارز است که در برابر فقر، بیچاره گی ، جنگ و معلولیت مبارزه شدید کرده است و خود را به این سرحد رسانیده است و به امید این است که آینده شان نسبت به روزهای گذشته خوب شود.

مثل بازمحمد معلولین زیادی اند که با وجود مشکلات درس میخوانند او برای زندگی آرام تپ و تلاش میکنند.